نخستین کتاب اختصاصی و مصور مربوط به تاریخ و آثار باستانی روستای خوئین با عنوان «خوئین؛ تاریخ مغفول» از سوی انتشارات رساله، چاپ و روانه بازار نشر شد.

 در این اثر مکتوب که به اذعان اغلب کارشناسان نگارش آثار مشابه، به واسطه وجود مطالب ارزشمندی از تاریخ شفاهی و منقول در کنار ذکر تاریخ نوشتاری و مکتوب در نوع خود بی نظیر است، روستای تاریخی خوئین به شکلی کامل و تخصصی برای علاقه مندان معرفی شده است.

 

پشت جلد این اثر جاودانه که به تصویری از میل باستانی خوئین موسوم به کمبز آراسته شده نوشته شده است: «روستای خوئین در 60 کیلومتری زنجان واقع است و دارای آثار تاریخی و طبیعی منحصر به فردی است. میل (کمبز) که یکی از این مکان ها می باشد در کشورمان بی نظیر است. شاید در پهنه ایران زمین  مشابه شهر زیرزمینی دژمنده چهار یا پنج نمونه وجود داشته باشد. مدت هاست که سازمان میراث فرهنگی، خوئین را به طور جدی در ردیف روستاهای هدف گردشگری قرار داده است.»

همچنین در بخشی از مقدمه این اثر ارزشمند آمده است: «درباره خوئین و گذشته آن تا کنون هیچ کتاب مستقلی مشابه کتابی که در دست دارید منتشر نشده است. کتابهای چاپ شده توسط فرهیختگان خوئینی غالبا به مجالس عزاداری و تعزیه اختصاص داشته و یا سروده هایی در مدح اهل بیت(ع) بوده است... مولفان کتاب های مذکور معمولا چند صفحه ای را در آغاز اثر خود به تاریخ خوئین اختصاص می داده اند؛ و این همه آن چیزی است که درباره گذشته این روستای تاریخی به صورت مکتوب وجود داشته است.»

مولفان کتاب خوئین تاریخ مغفول در بخش دیگری از سخن خود با خوانندگان اثرشان نوشته اند: «ما با انتشار کتاب حاضر کوشیده ایم گامی فراتر از آنچه پیشتر انجام شده برداریم... از خداوند منان طلب توفیق می کنیم در کاری که با بضاعت مزجاه به انجام رساندیم رضایت حضرتش را تامین نموده و خدمتی به زادگاه خود و نیاکان مان کرده باشیم.»

کتاب «خوئین؛ تاریخ مغفول» به کوشش داوود وفایی و حامد وفایی در سه فصل ویژگی های روستای خوئین، گفتگوها و آلبوم تصاویر (تمام رنگی) و در 264 صفحه به زیور طبع آراسته شده و مبلغ پشت جلد آن 25000 تومان است.

علاقه مندان به تهیه این کتاب مصور می توانند با شماره همراه 09194715735 و یا 77187223 تماس حاصل نمایند.


برچسب‌ها: کتاب خوئین؛تاریخ مغفول, خرید کتاب خوئین, حامد وفایی, داوود وفایی, تاریخ خوئین مکتوب
+ نوشته شده توسط مدیریت وبلاگ در و ساعت |

پایگاه اطلاع رسانی روستای تاریخی خوئین در ادامه برنامه ثبت تاریخ شفاهی این روستا به گفتگو با حاج کریم آزاد نسب پرداخته است؛ بزرگواری که هم در شهر تهران و هم در روستای خوئین برای دوستان، آشنایان و هموطنانش سبب خیر و برکت بوده است. کمتر کسی است که به حسینه خوئینی های مقیم تهران سری زده باشد و نوای مداحی حاج کریم را نشنیده باشد. آنچه در پی می آید، حاصل گفتگو با این پیرغلام اهل بیت است.

در ابتدا لطفا خودتان را معرفی بفرمایید.

بنده کریم فرزند مرحوم حاج ابراهیم ملکی هستم. در سال 1321 در خوئین به دنیا آمده ام.

شغل پدرتان چه بود؟

نانوا بود. البته ایشان مدت ها در باکوی آذربایجان زندگی می کرد. در آن جا گاه به تجارت هم می پرداخته است؛ مدتی هم در ارتش فعالیت داشته است. بعد از مدتی از ظلم و اختناقی که در شوروی آن زمان وجود داشت گریخت و به خوئین آمد. پدرم تقریبا پانزده سال پیش از دنیا رفت. 

حاج کریم آزادنسب

از خودتان و خانواده تان بفرمایید.

ما پنج برادر و یک خواهر هستیم. من بیست ساله بودم که ازدواج کردم. 6 پس و یک دختر دارم. همان طور که گفتم در خوئین به دنیا آمدم و دوران کودکی و نوجوانی را در همان جا سپری کردم. تا کلاس چهارم ابتدایی را در خوئین نزد مرحوم نگهدار کرمی خواندم. مکتب هم می رفتیم و قرآن یاد می گرفتیم. ملا ابراهیم معلم ما بود. بنده قرآن و کتاب گلستان را از ایشان یاد گرفته ام. بعدها در تهران تحصیل را ادامه دادم و در عین حال در نانوایی هم کار می کردم.  

جنابعالی در امر اعزام کاروان حجاج هم فعالیت دارید؟

بله. سی سالم بود که برای اولین بار به زیارت خانه خدا مشرف شدم. دوستان همان موقع به عنوان خدمه انتخابم کردند و به مرور زمان در کاروان های زیارتی مسئولیت هایی مانند معاون و بعدها مدیر کاروان را به من دادند. البته علاوه بر اعزام کاروان به مکه مکرمه و مدینه منوره سفرهایی هم به عتبات عالیات ترتیب می دهیم. 

حاج آقا، خوئینی ها معمولا شما را با فعالیت و مداحی در حسینیه می شناسند. کمی درباره حسینیه خوئینی ها توضیح دهید.

جلسات مذهبی خوئینی ها ابتدا در منازل تشکیل می شد. همان موقع اولین اقدام ما این بود که صندوق قرض الحسنه را راه انداختیم. صندوقی که بعد از گذشت چند سال در حال حاضر 5000 نفر عضو دارد و به کسانی که نیاز مالی دارند وام می دهد. بعد از آن بود که فکر تاسیس یک حسینیه مطرح شد.

 آقایان در خیابان هاشمی تهران ساختمانی خریداری کردند و حسینیه خوئینی ها به عنوان مرکزی برای تجمعات و برگزاری مجالس وعظ و سخنرانی فراهم آمد. پس از مدتی به دلیل محدودیت هایی که در ساختمان مذکور بود و با توجه به مبلغ 10 میلیون تومانی که مرحوم حاج احمد اسماعیلی وصیت کرده بود به حسینیه داده شود، در خیابان طوس تهران محلی خریداری شد و ساختمان اصلی حسینیه خوئینی ها در آن جا بنا گردید. تا امروز مراسم خوئینی ها در آن جا برگزار می شود.

حسینیه در حال حاضر چه برنامه هایی دارد؟

مراسم ختم درگذشتگان برگزار می شود. در ماه های محرم و صفر برنامه های سخنرانی و عزاداری هست و از مواعظ روحانیون محترمی چون حاج آقا سید علی علوی، جناب حجه الاسلام سید جواد نعمتی و گاه جناب سید داداش مومنی بهره مند می شویم. 

ارتباط حسینیه با روستای خوئین چگونه است؟

اخیرا تغییراتی در هیئت مدیره حسینیه رخ داد. شرایط مهیاست و ارتباط همشهری ها به حمدالله گسترده تر است. خوئینی ها گاهی اوقات برای شرکت در برنامه ها به حسینیه می آیند و گاهی وقت ها هم روحانیون جلیلی القدری مانند جناب علوی به خوئین می روند. علاوه بر این بیشتر روستائیان عضو صندوق قرض الحسنه حسینیه هستند. 

 

حاج کریم آزادنسب

درباره مکتب های خوئین در گذشته بفرمایید.

در خوئین ما هیچ گاه بی سواد نداشته ایم. خانواده ها معمولا فرزندانشان را به مکتب ها می سپردند تا قرآن خواندن را یاد بگیرند. در آن زمان کسانی مانند ملا ابراهیم یا ملا محمد علی مصطفایی و همچنین در میان بانوان محترم کسانی مانند ملا خدیجه، ملا زهرا، ملا طاهره و ملا ربابه مکتب ها را اداره می کردند.

 تدریس در خانه ملا انجام می شد و این کار نیز رایگان و فقط برای رضای خدا بود. البته خانواده ها برخی اوقات برای ملا، تخم مرغ یا نان محلی می فرستادند. در آن زمان زندگی ها ساده بود و دارایی اندک مردم برکت داشت.

درخصوص تاریخ خوئین بفرمایید.

تا آن جا که من می دانم گفته می شود خوئینی ها از حجاز به منطقه سیستان مهاجرت کرده اند. زبان محلی ما خوئین دیلی ریشه در زبان سیستانی دارد. البته الان تعداد کسانی که در خوئین به این زبان صحبت می کنند بسیار کم است اما در روستاهایی مانند سپید کمر که از توابع خوئین بوده اند هنوز خوئین دیلی رواج دارد.

 خوئین واقعا روستایی تاریخی است و قدمت قابل توجهی دارد. کارشناسان دستگاه های مختلف دولتی باید حد و مرز گذشته خوئین را تعیین کنند اما من فکر می کنم سابقه این روستا حداقل به زمان صدر اسلام برسد. خوئین در گذشته قلعه های متعددی داشته که فعلا خرابه ی یکی از آن ها موجود است.

کمبز خوئین به خودی خود بنای باعظمت و ارزشمندی است؛ قبلا در خوئین سه کمبز برای دیده بانی وجود داشته است. درباره دژمنده مطمئن هستم دوستان دیگر به اندازه کافی شرح داده اند و من چیزی نمی گویم. مساجد این روستا هم از موارد قابل توجه است که باید از نابودی آن ها جلوگیری کرد. گفته می شود اولین مسجد و حتی اولین بنا در خوئین ساختمان مسجد ارگی دره بوده است که مسجد مقدسی است و مردم اعتقاد زیادی به آن دارند.

نظر شما در باره توسعه گردشگری در خوئین چیست؟

شکی نیست که برای روستا مفید است و موجب پیشرفت خوئین خواهد شد. با توجه به فعالیت های خوبی که شورا و دهداری دارد من فکر می کنم آینده گردشگری هم در خوئین امیدوار کننده باشد. نباید از برخی مخالفت ها نگران بود. برای مثال عده ای با بازسازی سیستم آبرسانی روستا هم مخالفت می کنند؛ در حالی که اجرای این طرح جز فایده برای خوئین و خوئینی ها چیز دیگری ندارد.

گردشگری هم همین طور است. معمولا با هر طرح نو و جدیدی مخالفت هایی می شود. نهادهای دولتی باید جدیت بیشتری به خرج دهند و نگذارند زمان و هزینه ها به هدر رود.

از فرصتی که برای انجام این گفتگو در اختیار ما گذاشتید تشکر می کنیم.

انشاءالله که همیشه موفق باشید.


برچسب‌ها: تاریخ شفاهی خوئین, حاج کریم آزاد نسب, گفتگوی اختصاصی, حسینیه خوئینی ها
+ نوشته شده توسط مدیریت وبلاگ در و ساعت |

احمد حامی در کتابی به نام "سفر جنگی اسکندر مقدونی" که در سال 1354 در تهران و در 92 صفحه با شمارگان 3500 نسخه منتشر کرده است به موضوع فتوحات اسکندر مقدونی پرداخته و مطالب بسیاری از کتاب ها را که در طول سالیان، تحت عنوان "اسکندرنامه" نوشته شده اند مورد نقادی قرار می دهد.

نویسنده، مهندس راه سازی و استاد دانشگاه بوده و در ساختن جاده زنجان بیجار مسئولیت داشته است. او در صفحه 40 کتاب خود مطلب کوتاهی هم درباره روستای تاریخی خوئین دارد که بنا به اهمیت آن، عین مطلب را در این جا می آوریم و در معرض اطلاع و استفاده علاقمندان به تاریخ و فرهنگ خوئین قرار می دهیم.

"در خوئین که آبادی بزرگی در 60 کیلومتری جنوب باختری زنجان است، مردمی از نژاد "دیلم و سیستانی" زندگی می کنند؛ این از زبانشان برمی آید. ما هنگامی که راه زنجان به بیجار را می ساختیم، خودشان به من گفتند که زبانشان ایرانی کهن و ترکیبی از دیلمی و سیستانی است. در نزدیکی خوئین راهرویی در زیرزمین کنده شده که از دوران باستان به جا مانده است. گویا این جا پاسگاه آتشکده آذرگشسب بوده و نیاکان خوئینی ها را برای پاسداری، از دیلمان و سیستان به اینجا آورده بودند."

نکاتی که در سطور فوق به روشنی بیان گردیده و همچنان می تواند موضوع تحقیق و پژوهش علاقمندان قرار گیرد به ترتیب ذیل است:

- مردم خوئین از نژاد دیلمی و سیستانی هستند و این از زبان ساکنان روستا یعنی "خوئین دیلی" دانسته می شود.

- زبان مردم خوئین از زبان های قدیمی ایرانی است.

- خوئین دارای راهرویی زیرزمینی به نام دژمنده است.

- نیاکان خوئینی ها از سیستان به این منطقه آمده اند.

- همجواری خوئین با منطقه باستانی تخت سلیمان و وجود کمبزهایی در خوئین، این نظریه را قوت می بخشد که روستای تاریخی خوئین محلی برای حراست از آتشکده آذرگشسب بوده است.

داود وفایی


برچسب‌ها: احمد حامی, کتاب, خوئین, اسکندرنامه, آتشکده
+ نوشته شده توسط مدیریت وبلاگ در و ساعت |

یکی از جلوه های قابل توجه مناطق مختلف جغرافیایی، وجود محصولات کشاورزی و بعضا دارویی مختص به آن هاست. هر چند که بسیاری از بومیان و به اصطلاح قدیمی های روستای تاریخی خوئین با گیاهان دارویی این مکان از جمله نعناع، غازیاقی، خاک شیر و ... آشنا بوده و از آنها بهره برداری کرده و می کنند اما برخی از گیاهان دارویی روستا نیز هست که شاید کمتر مورد توجه قرار گرفته باشند. در این پست که توسط آقای امیر عباس وفایی برای پایگاه اطلاع رسانی خوئین ارسال شده، چند مورد از این گیاهان دارویی که در روستای خوئین رشد می کنند معرفی شده اند:

گیاه کبر- هندوانه کوهی (Caper)

کبر گیاهی بوته مانند است و دارای شاخه‌های چوبی باریک و دراز است که شاخه‌های کهنسال آن بی برگ ولی شاخه‌های جوان آن دارای برگ‌های کوچک، باریک و به درازای 12-4 میلیمتر و منتهی به نوک خار مانند است.این گیاه ریشه بسیار سخت و بلند با پوست کلفت دارد که پس از خشک شدن از مغز چوبی آن جدا می شود. این گیاه ممکن است تا سی سال عمر کند.

میوه این گیاه کروی شکل (به درشتی یک گیلاس کوچک)، بدون تار و به رنگ سبز با خطوط موازی سبز و یا زرد کمرنگ است و درون میوه آن قرمز و پر از دانه های کوچک و لزج است.(ویکی پدیا) میوه کال و نرسیده این گیاه برای تهیه ترشی بکار میرود .میوه ی این گیاه در غذاهای ایتالیایی به وفور دیده می شود.

کبار(کبر،هندوانه کوهی)ویژگیهای دارویی فراوان و مهمی دارد. ازجمله 1-عصاره برگ و میوه آن کشنده انگل معده بوده و تعدیل کننده حرارت معده است 2-برای درمان بیماریهای نظیر واریس و طحال نیز بکار می رود.3-این محصول صادراتی اگر باسرکه و عسل در هم آمیخته شود پادزهری قوی برای بیشتر مسمومیتها بکار برده می شود.4-این گیاه کبد را تقویت می کند5-درد دندان را تسکین می دهد5-ریشه آن از بخشهای دیگر مفیدتر و پرخاصیت تر است6-برای درمان بواسیر و شستشوی روده ها بکار می رود 7-بالابردن مقاومت بدن در برابر سرماخورذگی ،خاصیت ضد نفخ ،تحریک و تقوین کننده کبد ،ضدعفونی کننده کلیه ها و مجاری ادراری 8-خاصیت ضد روماتیسمی دارد9-جوانه های ناشکفته و مولد گل آن اثر نیرو دهنده داردوبرای بیماری نقرس مفید است.

گیاه شکر تیغال (Echinops)

این گیاه در درمان بسیاری از بیماریها استفاده می شود. محل رویش این گیاه در کوهها می باشد. شکر تیغال ( شکرکه) برای درمان و یا تخفیف بیماری های ریوی به عنوان خلط آور ، برطرف‌کننده سرفه ، تحریک دستگاه تنفسی تحتانی ، ملین سینه ، رفع خشونت سینه ، صاف کردن صدا و رفع خشکی گلو ، درمان تنگی نفس و آسم استفاده می شود .

درمان های دیگری از قبیل درمان افسردگی ، یبوست و چاقی ، تب بری ، متعادل کننده دستگاه گوارش ، تسکین سوزش سردل نیز برای این گیاه ذکر شده است . شکرتیغال ( شکرکه ) برای معده و دردهای احشایی موثر است . خاصیت نوتروپیک دارد و اثر مثبتی بر حافظه و قدرت یادگیری دارد . به واسطه اثرات آنتی اکسیدانتی تری هالوز ، شکر تیغال می تواند به عنوان یک ضد سرطان کاربرد داشته باشد .

شکرتیغال در طب سنتی به عنوان طعم دهنده به کار می رفته است . در پزشکی قدیم به عنوان ملین و متعادل کننده دستگاه گوارش استفاده می‌کردند.

گیاه بومادران (Yarrow or  Achillea)

نام لاتین این گیاه برگرفته از نام آشیل، قهرمان افسانه‌ای یونان است. گفته می‌شود در دوران نبردهای تروآ (حدود ۱۲۰۰ سال قبل از میلاد) از بومادران برای درمان زخم و جلوگیری از خونریزی و عفونت استفاده می‌شد. ضمناً این گیاه در دورة ساکسون‌ها برای دفع چشم بد به کار می‌رفت و نیز در مراسم سحر و جادو هم از آن استفاده می‌شد.

بومادران علف هرز مزارع است و به صورت خودرو در دشت‌ها و کنار جاده‌ها و نواحی کوهستانی اروپا و در مناطقی از شمال ایران و ارتفاعات البرزو درکوههای کرمان بخصوص کوه هزار وکوه بیدخوان بردسیر می‌روید. دم کرده سرشاخه های گلدار آن، در رفع گاستریت های حاد و مزمن، رفع نفخ و ترش کردن، اثر نافذ دارد.

همچنین استفاده از دم کرده بومادران، سبب کاهش فشار خون شده و برای نارسایی های کیسه صفرا استفاده می شود. در ازدیاد ادرار و رفع سنگ کلیه نیز موثر است. به علاوه باد شکن و تب بُر نیز می باشد. شما مي توانيد اين گياه را مانند چاي دم کنيد وآن را بنوشید.

گیاه گلپر (Heracleum persicum)

گلپر گیاهی چند ساله از تیره جعفری است که بیشتر در نقاط مرتفع کوهستان های ایران و نقاط دیگر می روید، با ریشه های ضخیم و برگ های کاملا بریده که پیشینیان برای آن خواص بسیاری شمرده اند، از جمله اینکه موجب نیروی بدن می شود ولی متاسفانه زیاد مورد توجه قرار نگرفته است. گلپر گیاهی گلدار، علفی و چندساله از تیره چتریان است.

این گیاه، بومی ایران است و در ناحیه های نمناک کوهستانی ایران و مناطق پیرامونی می روید. گیاهی است مقوی معده و سایر اندام های دستگاه گوارش و دفع کننده نفخ دستگاه گوارش، ترشحات معده را زیاد کرده و سموم بدن را دفع می کند، ضدعفونی کننده و میکروب کش قوی است، خوردن آن شیر زنان را زیاد می کند، خوردن آن به میزان کم، باعث نشاط و شادی شده و در هضم غذا موثر است، برای کمردرد رطوبی نیز مفید بوده و می توان آن را همراه با غذاها میل کرد.

گیاه کنگر (Cirsium vulgare)

كنگر معمولی گیاهی است خودرو با برگ‌های خاردار و ساقه‌های ضخیم شبیه به كرفس كه از آن در پخت سوپ، خورش و حتی به‌صورت خام در سالاد استفاده می‌كنند.البته باتوجه به اینكه برگ‌های آن تیغ‌های ریز و تیزی دارند، هنگام پاك‌كردن مراقب دستان خود باشید؛ پس بهتر است از دستكش استفاده كنید. كنگر طبیعتی گرم و خشك دارد و به همین علت آن را با ماست نیز می‌خورند و در ضمن برای آن دسته از افرادی كه گرم‌مزاج هستند، خوردن آن توصیه می‌شود. علاوه بر این، كنگر منبع غنی پتاسیم است.

خواص درمانی: كنگر ضدعفونی‌كننده، اشتهاآور، تب‌بر و هضم‌كننده غذاست و درضمن، مصرف آن باعث تقویت دستگاه گوارش می‌شود؛ این گیاه و به‌خصوص برگ آن ادرارآور و نیروبخش است و در ضمن قلب را نیز تقویت می‌كند؛ كنگر در درمان یرقان، نارسایی كبد و كم‌خونی مؤثر بوده و از كبد در برابر سموم شیمیایی محافظت می‌كند.

محققان معتقدند وجود ماده‌ای به نام سینارین در عصاره برگ كنگر، باعث كاهش كلسترول و تری‌گلیسیرید خون می‌شود. در ضمن همین ماده به همراه ماده دیگری به نام اسید كافئیك موجود در كنگر، كبد را در برابر عفونت حفظ می‌كنند. بررسی اینکه چه كسانی بهتر است كنگر نخورند نیز خالی از فایده نیست:  افرادی كه ناراحتی‌های كلیوی و كبدی شدید دارند از مصرف برگ كنگر پرهیز كنند.  زنان باردار و كودكان باتوجه به اینكه كنگر باعث انقباض كیسه‌ صفرا می‌شود، افرادی كه سنگ كیسه‌ صفرا دارند، از خوردن آن صرف‌نظر كنند.

 گیاه شنگ- یملیک

 برگهای گیاه شنگ  از خونريزي معده جلوگيري مي‏كند. اگر مسموم شديد از ريشه‏این گیاه  استفاده كنيد. براي رماتيسم مفيد است  و آب ريشه خام شنگ  زگيل را از بين مي‏برد. براي مسلولين نفع بسيار دارد. گل این گیاه  را بر روي محل سوختگي قرار دهيد تا از قدرت آن التيام سوختگي پي ببريد!

این گیاه در فاصله ارديبهشت تا تير ماه ظاهر مي‏شود ريشه گياه شنگ داراي لعاب بوده و كمي تلخ است و خوردن آن اشتها را فوق العاده زياد مي‏كند. ريشه شنگ خلط آور و نرم كننده سينه و التيام دهنده زخمهاست. از برگهاي شنگ در سالاد استفاده مي‏كنند و ايرانيان آن را مانند كاهو و كاسني با سركه و بدون آن مي‏خورند، چون بسيار خنك مي‏باشم. خوردن برگهاي شنگ اسهال و خونريزي معدي را بند مي‏آورد و از خونريزي سينه جلوگيري مي‏كند و براي مسلولين نافع است.

حكيم محمد بن زكرياي رازي خوردن ريشه گياه شنگ را پادزهر سموم مي‏دانست. عصاره گياه شنگ كه در طب سنتي ايران طرثوث خوانده شده است پادزهر قوي است و در ساختن ترياق فارون به كار مي‏رود. براي معالجه نزله ريوي، نقرس، رماتيسم و امراض جلدي جوشانده شصت گرم ريشه شنگ تجويز می  كرده‏اند.

اگر این گیاه را پختید  هرگز آب آن را دوز نريزند بلكه آن را بنوشید، زيرا منافع شنگ  در آب جوشانده جمع مي‏شود. عصاره شنگ جهت درمان كچلي و زخمهاي جلدي مفيد است. آب ريشه خام شنگ  زگيل را از بين مي‏برد.


برچسب‌ها: گیاهان دارویی, خوئین, روستای تاریخی, گیاهان دارویی خوئین, درمان طبیعی در خوئین
+ نوشته شده توسط مدیریت وبلاگ در و ساعت |

بیست و سوم مهرماه 1393 دریکی از روزهای نسبتا سرد فصل خزان، درشهر مقدس قم خدمت حجه الاسلام و المسلمین سید داداش مومنی از روحانیون فرهیخته خوئینی رسیدیم. در منزل خود به گرمی از ما پذیرایی کرد و با صبر و شکیبایی به پرسش های ما پاسخ داد.

حاج آقا با سپاسگزاری از این که محبت فرمودید و برای گفتگو با سایت خوئین تاریخ مغفول وقت خود را در اختیار ما گذاشتید، در آغاز از تولد و دوران کودکی خودتان بگویید.

بسم الله الرحمن الرحیم؛ بنده سیدعلی مومنی معروف به سید داداش مومنی هستم. در سال 1320 در خوئین به دنیا آمدم. پدرم مرحوم سید حسین مومنی اهل علم بود و در مسجد حاجی خونوک امامت جماعت را برعهده داشت. تا کلاس پنجم در خوئین تحصیل کردم. آموزگارمان زنده یاد آقای نگهدار کرمی بود. بعد از آن به صلاحدید خانواده به شهر قم مهاجرت کردیم.

تقریبا از سال 1330 در حوزه علمیه قم مشغول تحصیل علوم حوزوی شدم و از اساتید محترمی چون شیخ محسن دوزدوزانی، سید یونس اردبیلی، حاج میرهادی و ... استفاده کردم و بعدها در درس خارج مراجع بزرگواری چون امام خمینی شرکت نمودم. تا سال 1357 که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید در مساجد مختلف تهران منبر می رفتم.دارای 2 پسر و 3 دختر هستم. سید حسین مومنی که جلساتشان در تهران طالبان زیادی دارد فرزند بنده است.

در این سال ها ارتباطتان با خوئین قطع شده بود؟

خیر؛ ما اغلب تابستان ها با اعضای خانواده به خوئین می رفتیم؛ البته بخشی از فعالیت های من در روستاهای دیگری مانند یاسکند حسن آباد متمرکز شده بود. تقریبا 22 سال ماه های محرم و رمضان را آن جا بوده ام. در روستای آق بلاغ که روستای محرومی بود مسجد و مدرسه و حمام ساختیم؛ مدرسه ای شبانه روزی تاسیس کردیم؛ تا تکاب در روستاهای مختلف مجوز ساخت چند باب مدرسه را از آقای نجفی که در آن زمان وزیر آموزش و پرورش بود گرفتیم.

اشاره ای هم به فعالیت های انقلابی خود در پیش از انقلاب داشته باشید.

در آن زمان عمدتا رساله و اعلامیه های امام را پخش می کردیم. آن ها را از قم به تهران می بردیم. یادم می آید یک بار تعداد زیادی رساله را با اتوبوسمسافربری به تهران بردیم. به همین دلایل بود که ساواک احضارم کرد و با وساطت یکی از مراجع عظام رها شدم.

حاج آقا نظرتان درباره تاریخی بودن روستای خوئین چیست؟

در این که روستای خوئین دارای قدمت قابل توجهی است شکی نمی توان داشت. معمولا گفته می شود اصل و ریشه خوئینی ها به ساداتی برمی گردد که از نجف آمده اند. می دانید که خاندان سادات در میان خوئینی ها فراوان اند. مثلا سلسله خانوادگی ما نسب از فرزندان امام موسی بن جعفر (ع) می برند.

من خود به یاد دارم که خوئین رونق زیادی داشت. بازار مفصلی داشت که دارای راسته گوچی ها (رنگرزها)، آهنگرها، نعلبندها، زرگرها و پارچه فروش ها بود. در آن منطقه، خوئین حالت مرکزیت داشت و از روستاهای اطراف همه برای تجارت و خرید و فروش به آن جا می آمدند.

خوئین عالمان بزرگی هم داشت که من فقط به نام چند تن از آن ها اشاره می کنم. مرحوم شیخ عبدالکریم آل اسحاق، ملا تقی، سید اسماعیل علوی، شیخ موسی، شیخ عیسی، شیخ محمد آل اسحاق، شیخ محمد مولوی و ...

زبان خوئین که خاص مردم این منطقه بوده از ظرفیت بالایی برای تحقیق و پژوهش برخوردار است. من در سفری که به سیستان و بلوچستان داشتم در قهوه خانه ای متوجه شدم شباهت زیادی بین زبان محاوره ای آن ها با خوئین دیلی وجود دارد. در حال حاضر در روستای سپید کمر که با خوئین فاصله زیادی ندارد خوئین دیلی صحبت می کنند.

می گویند در گذشته نه چندان دور تعزیه های جالبی هم در خوئین برگزار می شده است.

بله همین طور است. علاوه بر مردم خوئین از روستاهای اطراف هم برای تماشا و شرکت در برنامه می آمدند. تعزیه را در زبان محلی شبیه خوانی می گفتند و متن آن از کلام ملا آقا خوانده می شد. تعزیه غالبا در ماه محرم و ایام عزاداری برگزار می شد ولی این به آن معنا نیست که در روزهای دیگر تعزیه نداشتیم. یادم می آید من علی اکبر می شدم، سید رحیم امام حسین و ... پشت بام مسجد و مغازه ها و خانه ها پر از جمعیت می شد. مردم با جدیت و علاقه و احترام تا آخر "شبیه" به تماشا می ایستادند و اشک می ریختند.

از کرامات اولیای دین در خوئین بفرمایید.

علاوه بر آن چه درباره سید عیسی و سادات جلیل القدر دیگر بیان می شود نکته ای درباره مرحوم پدربزرگم نقل می کنم. پدرم می گفت آن مرحوم عصایی داشت.روستائیانی که گرفتار مصیبت و بیماری می شدند خدمت ایشان می آمدند و او را به روستای خود می بردند. پدربزرگم عصایش را در اطراف می گردانده و بیماران بهبودی می یافته اند. یکبار او را به روستای چولجه می برند. در ورودی روستا می ایستد و می گوید مردم در این جا زکات نداده اند؛ و برمی گردد. یا سید جلیل القدری بود به نام سید رضی معروف به لیجلی آقا. دیوانه دست بسته را نزد او می بردند؛ و او شفا می داد. مزار او در همان ابتدای روستا در قبرستانلیق است.

در باره دژمنده نظرتان چیست؟

از شگفتی های منطقه، یکی هم همین دژمنده است که شهری زیرزمینی است. گفته می شود وسعت دژمنده تا جایی است که سر از روستای سپید کمر و بلوبین درمی آورد. من البته خودم غاری زیرزمینی در بلوبین را دیده ام که اهالی می گفتند به دژمنده راه دارد.

در زمان مغول ها و مشخصا غازان خان، مردم دژمنده را ساخته بودند تا در مواقع لزوم از آزار و اذیت مغول ها در امان باشند. کمبزی را هم که امروز در خوئین می بینید جایی برای نگهبانی و دیدبانی و اعلام خطر به روستائیان بوده است. کمبر قبلا دو تا بوده است یکی در مسیر چشمه بار و دیگری همین که تا به امروز پابرجا مانده است. کمبزی که در مسیر چشمه بار بود به مرور زمان از بین رفته است. بالاخره این یک حقیقت غیرقابل انکار است که خوئین دارای تاریخ و قدمت قابل توجهی است و باید به پژوهش در جوانب گوناگون آن پرداخت.

حالا کسانی چون شما براساس علاقه و عرق میهن دوستی کارهای مفیدی انجام می دهید اما به نظرم دستگاه های دولتی باید همت بیشتری کنند و بودجه های مناسبی به این قبیل کارها اختصاص دهند. من مدتها پیش برای خواندن فاتحه ای به سر مزار ابوی حاج محمود آرامی به قبرستان آن سوی کمبز رفته بودم. خودم در آن جا سنگ قبری را دیدم که تاریخ پانصد سال پیش را داشت. متاسفانه سنگ قبرهایی از این دست را به سرقت می برند و کسی هم کاری به این کارها ندارد.

نظر حضرت عالی درباره گسترش موضوع گردشگری در خوئین چیست؟

در مفید بودن این مطلب که تردیدی وجود ندارد. منتها قبل از آن باید آمادگی های لازم را فراهم کرد. برای آن که گردشگری در خوئین رونق بگیرد ابتدا باید آن چه را که گردشگر داخلی یا خارجی نیازمند آن است به وجود آورد. برای مثال راه مناسب، محل اقامت مناسب، محل خرید مایحتاج اولیه، مرکز درمانی و مواردی از این دست نیازمند فکر و اقدام جدی است. در وهله اول و پیش از پرداختن به گردشگری باید زیرساخت های روستا فراهم آید. شما ببینید مثلا نانوایی روستا را تخریب کردند و از بین بردند. در حالی که نانوایی برای یک روستا آن هم جایی مانند خوئین که آینده ای برایش متصور است از ضروریات است.

وضعیت فعلی خوئین را چگونه می بینید؟

در مجموع خوب است. امام جماعت مسجد الحمدلله موجب وحدت اهالی است. شورا به رغم همه دشواری ها خوب کار می کند. در روستا نظافت تقریبا رعایت می شود. کار انتقال زباله ها نظم و ترتیبی یافته است. این ها همه نوید از آینده ای بهتر می دهند. نکته ای که نباید فراموش کرد این است که برای مردم خوئین باید کار تولید کرد. مثلا چه اشکالی دارد دولت یا بخش خصوصی در روستا، کارخانه ریسندگی و بافندگی تاسیس کنند. یا همان طور که از افراد مختلف شنیده ام چه ایرادی دارد با توجه به کیفیت بالای آب چشمه بار، در خوئین یک کارخانه آب معدنی راه اندازی شود. به هرحال می توان روی طرح های مشابه فکر نمود. بنده دعا می کنم وضعیت روستای آبا اجدادی ما روز به روز بهتر شود.

از شما برای وقتی که در اختیار ما گذاشتید بسیار تشکر می کنیم.

من هم از شما سپاسگزارم. امیدوارم در کارتان موفق باشید.


برچسب‌ها: سید داداش مومنی, تاریخ مغفول, روحانیت, روستای خوئین, تاریخ شفاهی
+ نوشته شده توسط مدیریت وبلاگ در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM