تاریخ شفاهی خوئین؛ حاج کریم آزاد نسب

پایگاه اطلاع رسانی روستای تاریخی خوئین در ادامه برنامه ثبت تاریخ شفاهی این روستا به گفتگو با حاج کریم آزاد نسب پرداخته است؛ بزرگواری که هم در شهر تهران و هم در روستای خوئین برای دوستان، آشنایان و هموطنانش سبب خیر و برکت بوده است. کمتر کسی است که به حسینه خوئینی های مقیم تهران سری زده باشد و نوای مداحی حاج کریم را نشنیده باشد. آنچه در پی می آید، حاصل گفتگو با این پیرغلام اهل بیت است.

در ابتدا لطفا خودتان را معرفی بفرمایید.

بنده کریم فرزند مرحوم حاج ابراهیم ملکی هستم. در سال 1321 در خوئین به دنیا آمده ام.

شغل پدرتان چه بود؟

نانوا بود. البته ایشان مدت ها در باکوی آذربایجان زندگی می کرد. در آن جا گاه به تجارت هم می پرداخته است؛ مدتی هم در ارتش فعالیت داشته است. بعد از مدتی از ظلم و اختناقی که در شوروی آن زمان وجود داشت گریخت و به خوئین آمد. پدرم تقریبا پانزده سال پیش از دنیا رفت. 

حاج کریم آزادنسب

از خودتان و خانواده تان بفرمایید.

ما پنج برادر و یک خواهر هستیم. من بیست ساله بودم که ازدواج کردم. 6 پس و یک دختر دارم. همان طور که گفتم در خوئین به دنیا آمدم و دوران کودکی و نوجوانی را در همان جا سپری کردم. تا کلاس چهارم ابتدایی را در خوئین نزد مرحوم نگهدار کرمی خواندم. مکتب هم می رفتیم و قرآن یاد می گرفتیم. ملا ابراهیم معلم ما بود. بنده قرآن و کتاب گلستان را از ایشان یاد گرفته ام. بعدها در تهران تحصیل را ادامه دادم و در عین حال در نانوایی هم کار می کردم.  

جنابعالی در امر اعزام کاروان حجاج هم فعالیت دارید؟

بله. سی سالم بود که برای اولین بار به زیارت خانه خدا مشرف شدم. دوستان همان موقع به عنوان خدمه انتخابم کردند و به مرور زمان در کاروان های زیارتی مسئولیت هایی مانند معاون و بعدها مدیر کاروان را به من دادند. البته علاوه بر اعزام کاروان به مکه مکرمه و مدینه منوره سفرهایی هم به عتبات عالیات ترتیب می دهیم. 

حاج آقا، خوئینی ها معمولا شما را با فعالیت و مداحی در حسینیه می شناسند. کمی درباره حسینیه خوئینی ها توضیح دهید.

جلسات مذهبی خوئینی ها ابتدا در منازل تشکیل می شد. همان موقع اولین اقدام ما این بود که صندوق قرض الحسنه را راه انداختیم. صندوقی که بعد از گذشت چند سال در حال حاضر 5000 نفر عضو دارد و به کسانی که نیاز مالی دارند وام می دهد. بعد از آن بود که فکر تاسیس یک حسینیه مطرح شد.

 آقایان در خیابان هاشمی تهران ساختمانی خریداری کردند و حسینیه خوئینی ها به عنوان مرکزی برای تجمعات و برگزاری مجالس وعظ و سخنرانی فراهم آمد. پس از مدتی به دلیل محدودیت هایی که در ساختمان مذکور بود و با توجه به مبلغ 10 میلیون تومانی که مرحوم حاج احمد اسماعیلی وصیت کرده بود به حسینیه داده شود، در خیابان طوس تهران محلی خریداری شد و ساختمان اصلی حسینیه خوئینی ها در آن جا بنا گردید. تا امروز مراسم خوئینی ها در آن جا برگزار می شود.

حسینیه در حال حاضر چه برنامه هایی دارد؟

مراسم ختم درگذشتگان برگزار می شود. در ماه های محرم و صفر برنامه های سخنرانی و عزاداری هست و از مواعظ روحانیون محترمی چون حاج آقا سید علی علوی، جناب حجه الاسلام سید جواد نعمتی و گاه جناب سید داداش مومنی بهره مند می شویم. 

ارتباط حسینیه با روستای خوئین چگونه است؟

اخیرا تغییراتی در هیئت مدیره حسینیه رخ داد. شرایط مهیاست و ارتباط همشهری ها به حمدالله گسترده تر است. خوئینی ها گاهی اوقات برای شرکت در برنامه ها به حسینیه می آیند و گاهی وقت ها هم روحانیون جلیلی القدری مانند جناب علوی به خوئین می روند. علاوه بر این بیشتر روستائیان عضو صندوق قرض الحسنه حسینیه هستند. 

 

حاج کریم آزادنسب

درباره مکتب های خوئین در گذشته بفرمایید.

در خوئین ما هیچ گاه بی سواد نداشته ایم. خانواده ها معمولا فرزندانشان را به مکتب ها می سپردند تا قرآن خواندن را یاد بگیرند. در آن زمان کسانی مانند ملا ابراهیم یا ملا محمد علی مصطفایی و همچنین در میان بانوان محترم کسانی مانند ملا خدیجه، ملا زهرا، ملا طاهره و ملا ربابه مکتب ها را اداره می کردند.

 تدریس در خانه ملا انجام می شد و این کار نیز رایگان و فقط برای رضای خدا بود. البته خانواده ها برخی اوقات برای ملا، تخم مرغ یا نان محلی می فرستادند. در آن زمان زندگی ها ساده بود و دارایی اندک مردم برکت داشت.

درخصوص تاریخ خوئین بفرمایید.

تا آن جا که من می دانم گفته می شود خوئینی ها از حجاز به منطقه سیستان مهاجرت کرده اند. زبان محلی ما خوئین دیلی ریشه در زبان سیستانی دارد. البته الان تعداد کسانی که در خوئین به این زبان صحبت می کنند بسیار کم است اما در روستاهایی مانند سپید کمر که از توابع خوئین بوده اند هنوز خوئین دیلی رواج دارد.

 خوئین واقعا روستایی تاریخی است و قدمت قابل توجهی دارد. کارشناسان دستگاه های مختلف دولتی باید حد و مرز گذشته خوئین را تعیین کنند اما من فکر می کنم سابقه این روستا حداقل به زمان صدر اسلام برسد. خوئین در گذشته قلعه های متعددی داشته که فعلا خرابه ی یکی از آن ها موجود است.

کمبز خوئین به خودی خود بنای باعظمت و ارزشمندی است؛ قبلا در خوئین سه کمبز برای دیده بانی وجود داشته است. درباره دژمنده مطمئن هستم دوستان دیگر به اندازه کافی شرح داده اند و من چیزی نمی گویم. مساجد این روستا هم از موارد قابل توجه است که باید از نابودی آن ها جلوگیری کرد. گفته می شود اولین مسجد و حتی اولین بنا در خوئین ساختمان مسجد ارگی دره بوده است که مسجد مقدسی است و مردم اعتقاد زیادی به آن دارند.

نظر شما در باره توسعه گردشگری در خوئین چیست؟

شکی نیست که برای روستا مفید است و موجب پیشرفت خوئین خواهد شد. با توجه به فعالیت های خوبی که شورا و دهداری دارد من فکر می کنم آینده گردشگری هم در خوئین امیدوار کننده باشد. نباید از برخی مخالفت ها نگران بود. برای مثال عده ای با بازسازی سیستم آبرسانی روستا هم مخالفت می کنند؛ در حالی که اجرای این طرح جز فایده برای خوئین و خوئینی ها چیز دیگری ندارد.

گردشگری هم همین طور است. معمولا با هر طرح نو و جدیدی مخالفت هایی می شود. نهادهای دولتی باید جدیت بیشتری به خرج دهند و نگذارند زمان و هزینه ها به هدر رود.

از فرصتی که برای انجام این گفتگو در اختیار ما گذاشتید تشکر می کنیم.

انشاءالله که همیشه موفق باشید.

یک بیان تاریخی درباره روستای خوئین

احمد حامی در کتابی به نام "سفر جنگی اسکندر مقدونی" که در سال 1354 در تهران و در 92 صفحه با شمارگان 3500 نسخه منتشر کرده است به موضوع فتوحات اسکندر مقدونی پرداخته و مطالب بسیاری از کتاب ها را که در طول سالیان، تحت عنوان "اسکندرنامه" نوشته شده اند مورد نقادی قرار می دهد.

نویسنده، مهندس راه سازی و استاد دانشگاه بوده و در ساختن جاده زنجان بیجار مسئولیت داشته است. او در صفحه 40 کتاب خود مطلب کوتاهی هم درباره روستای تاریخی خوئین دارد که بنا به اهمیت آن، عین مطلب را در این جا می آوریم و در معرض اطلاع و استفاده علاقمندان به تاریخ و فرهنگ خوئین قرار می دهیم.

"در خوئین که آبادی بزرگی در 60 کیلومتری جنوب باختری زنجان است، مردمی از نژاد "دیلم و سیستانی" زندگی می کنند؛ این از زبانشان برمی آید. ما هنگامی که راه زنجان به بیجار را می ساختیم، خودشان به من گفتند که زبانشان ایرانی کهن و ترکیبی از دیلمی و سیستانی است. در نزدیکی خوئین راهرویی در زیرزمین کنده شده که از دوران باستان به جا مانده است. گویا این جا پاسگاه آتشکده آذرگشسب بوده و نیاکان خوئینی ها را برای پاسداری، از دیلمان و سیستان به اینجا آورده بودند."

نکاتی که در سطور فوق به روشنی بیان گردیده و همچنان می تواند موضوع تحقیق و پژوهش علاقمندان قرار گیرد به ترتیب ذیل است:

- مردم خوئین از نژاد دیلمی و سیستانی هستند و این از زبان ساکنان روستا یعنی "خوئین دیلی" دانسته می شود.

- زبان مردم خوئین از زبان های قدیمی ایرانی است.

- خوئین دارای راهرویی زیرزمینی به نام دژمنده است.

- نیاکان خوئینی ها از سیستان به این منطقه آمده اند.

- همجواری خوئین با منطقه باستانی تخت سلیمان و وجود کمبزهایی در خوئین، این نظریه را قوت می بخشد که روستای تاریخی خوئین محلی برای حراست از آتشکده آذرگشسب بوده است.

داود وفایی