در ادامه سلسه گفتگوهای مربوط به "تاریخ شفاهی روستای تاریخی خوئین" پای صحبت حاج رحمان وفایی نشستیم. حاج رحمان و خانواده اش مدت هاست که خوئین را ترک گفته اند اما خاطرات کودکی و جوانی ایشان در خوئین، به ویژه درباره شیوه درس آموزی قدیم در این روستا و برخی جزئیات مربوط به آن تازه و شنیدنی است.

متن کامل گفتگو با حاج رحمان وفایی در پی می آید:

حاج آقا در آغاز کمی از خودتان بگوئید ...

- من متولد سال 1320 در روستاي خوئين هستم و به بيان ديگر همزمان با مرگ رضا شاه، به اين دنيا وارد شده ام! سال 1326 پدرم به رحمت خدا رفت و بنابراين نتوانستم در سال اول ابتدايي درس بخوانم اما چند سال بعد، مدرسه رفتن را از مكتب‌هاي خوئين آغاز كردم.

از مکاتب آن زمان خوئین نکته قابل توجهی در خاطر دارید؟

- بله، آن موقع آقایان احمد اميني و نگهدار كرمي دو معلمي بودند كه در مدرسه‌ خوئين تدريس مي‌كردند. یک خاطره جالب و البته تلخ برای من هم از همان دوران باقی مانده که برایتان نقل می کنم؛ يادم هست در سال چهارم دبستان معلم از ما خواست تا انشايي با موضوع "مادر" بنويسيم.‌ من كه به شعرگويي خيلي علاقه داشتم، به جاي نوشتن انشا با همان لحن کودکانه دو بيت شعر گفتم که:

اي مادري كه بر سر گهواره ضعيف / گشتي چو روز و شب بنمودي مرا بلند

گر گويمت برابر مهرت چو عالمي/ حاشا نگفته ام كه ز مهرت چو ارزني!

وقتي معلم از من خواست انشايم را بخوانم، من هم همين دو بيت را خواندم اما معلم كه فكر كرده بود من مسخره‌ اش كرده‌ام در پاسخ به اين دو بيت، كشيده‌اي جانانه نثار من كرد و ازآن روز به بعد يكي از گوش‌هاي من تقريبا ناشنوا شده است ...

مکاتب خوئین تا چه حد با مدرسه های امروزی فرق داشت؟

- البته مكاتب در آن زمان با مدارس امروزی تفاوت های زیادی داشت؛‌ جالب این بود که خوئین سال های ۲۰ و ۳۰ هم مدرسه داشت و هم مکاتبش فعال بودند؛ معلم‌هاي مدرسه را كه برایتان نام بردم اما در خوئين 4 مكتب اصلي وجود داشت كه ملا ابراهيم، ملا موسي قلي، ملامحمدعلي، ميرزا محمدعلي و آقا رحيم نعمتي در آن‌ها تدريس مي‌كردند.

اين چهار مكتب، به "مكاتب ملاها" معروف بودند که مدرسان آن هم مرد بودند اما 5 مكتب هم داشتيم كه اداره و تدريس در آن‌ها بر عهده بانوان عالم خوئيني بود كه اصطلاحا به "مكاتب ملا باجي‌ها" معروف بودند.

پس مکاتب خوئین به دو بخش مکاتب ملاها و مکاتب ملاباجی ها تقسیم می شدند؛ در مکاتب ملاباجی ها بیشتر چه کسانی تدریس می کردند؟

- ملاطاهره، ملاخديجه، ملافاطمه، ربابه خانم و زهرا خانم از مدرسان اين مكاتب بودند كه البته در ميان آن‌ها مكتب ملا خديجه از بزرگترين و با اعتبارترين مكاتب ملاباجی ها محسوب مي‌شد.

جالب است؛ درباره مطالبی که در این مکاتب تدریس می شده هم بفرمائید.

- بله، ما در مكتب بيشتر مباحث مربوط به حروف، تهجي و قرآن کریم را مي‌ آموختيم. يادم هست كه مرحوم حاج علي جوانمردي در دفترهايي كه آن موقع بود، براي مان سرمشق مي‌نوشت و طبق عادتي كه داشت به جاي "بسم الله" در آغاز هر صفحه عبارت "هو الفتاح العليم" را درج مي‌كرد.اين بزرگوار با علوم غريبه و علم جفر هم به خوبي آشنا بود. غیر از آنچه ذكر شد، كتاب‌هايي چون گلستان سعدي و تنبيه الغافلين هم در مکتب ها تدریس می شدند.

جلسات مکتب خانه ها، در محل های خاصی برگزار می شد و آیا استاد برای درسی که به شاگردان می داد، حق الزحمه ای هم دریافت می کرد؟

- کلاس های ما در مكتب‌ اغلب در خانه‌ ملا برگزار مي‌شد و خود شاگردان براي معلم و صاحب مكتب، نان و تخم مرغ و از این دست محصولات مي‌بردند كه به نوعي دستمزد معلمي او هم محسوب مي‌شد.

از مکتب که بگذریم شما و خانوده محترم چه زمانی از خوئین کوچ کردید؟

- ما حدود سال 1332 بود كه از خوئين به تهران آمده و به شغل نانوايي مشغول شديم. من البته اين كار را با چانه گيري خمير آغاز كرده و کم کم پیشرفت کردم تا به امروز ...

بسیار خب، درباره شهرت تاریخی خوئین و از ویژگی های شاخص آن بگوئید.

- خوئين از گذشته در عرصه‌هاي مختلف زبانزد عام و خاص بوده است؛ يكي از اين عرصه‌ها هم عرصه ميراث فرهنگي و تاريخي است. از شگفت انگيزترين آثار تاريخي خوئين "د‍ژمنده" است.

در عظمت اين تونل زيرزميني همين بس كه در صورتي كه شما بدون تجهيزات وارد آن شويد، قطعا در آن گم خواهيد شد!

شما خودتان به دژمنده رفته اید؟

- بله، من به ياد دارم سال‌ها قبل كه با تعدادي از دوستان براي بازديد به دژمنده رفته بودیم، هنوز آثار زندگي در آن قابل مشاهده بود. مسيرهاي چند راهي، اتاق‌هاي چندطبقه يا اتاق‌هايي كه تنورهايي درون شان بود را به وضوح مشاهده مي‌كرديم.

به نظر شما کارکرد اصلی این بنای فوق العاده تاریخی در آن زمان چه بوده است؟

- البته در اين مورد نمي‌توان به صورت قطعي قضاوت كرد اما در روايات منقول هست كه در قديم، از دژمنده به عنوان نوعي پناهگاه به هنگام حمله اقوام مهاجم استفاده مي‌شده است؛ به بيان ديگر دژمنده شهري زيرزميني براي استفاده در مواقع ضروري و اضطراری بوده است.

بله، این نقل مشهوری است؛ و دیگر بناهای تاریخی خوئین ...

- خوئين در گذشته 4 گنبد (كمبز) داشته كه امروز تنها يكي از آن‌ها باقي مانده و سه گنبد ديگر به كلي ويران شده اند؛ علاوه بر اين و تا جايي كه من به ياد دارم، خوئين 8 محله داشت؛ من خودم فعاليت 8 آسياب آن را به خوبي در ياد دارم.

گنبد خوئين از چهار فرسخ دورتر كاملا مشخص بوده و به احتمال قوي از آن به عنوان برج ديده‌باني استفاده مي‌شده است. جالب آنكه سابق بر اين در روستاي قندي بولاغ هم دقيقا بنايي شبيه به كمبز خوئين وجود داشت که من شخصا آن را به یاد دارم ولی بر اثر سهل انگاری امروز چیزی از آن بنا باقی نمانده است!

8 مسجد روستا هم كه بناي آن‌ها همچنان وجود دارد، نشانه اي از دوران رونق قابل توجه خوئين است. آشيخ كريم آل اسحق، سيد اسماعيل علوي و آقاميرهادي از جلمه ائمه جماعات مساجد خوئين بودند كه اهالي روستا احترام زيادي را براي آنان قائل مي‌شدند.

از بازار خوئین هم بگوئید.

- بله، بازار خوئين بسيار وسيع بود و از مناطق اطراف زنجان هم براي خريد و فروش به آن رفت و آمد مي‌شده است؛ سلماني، نجاري، آهنگري، نقاشي و زرگري تنها بخشي از مغازه‌هاي اين بازار را تشكيل مي‌دادند. جالب است بدانيد كه خوئين در گذشته حتي سيستم قضايي به خصوص خود را هم داشته است.

عجب! این سیستم به چه صورت بوده؟

- كدخدای روستا که به کدخدا ابراهيم شهرت داشت، تقريبا نقش همان كلانتر ا فرماندار روستا را ایفا می کرد؛ جالب است بدانید که ما در خوئين حتی زندان هاي انفرادي براي حبس و مجازات افراد خلافكار هم داشته ايم.

تقسیم بندی محله های خوئین در آن زمان چگونه بوده است؟

- سابق بر اين اصل روستا در محله  ليج فعلي قرار داشت و محله پائينی كنوني روستا ( موسوم به اشاقي محله) به قبرستاني تعلق داشت كه به "قبرستان گبرها" معروف بود! قبرستان بودن محله پائين خوئين يك ادعا نيست بلكه واقعيت است چرا كه من خودم در زاغه خانه مان ( كه چندين متر زير زمين قرار داشت) چندين بار با قبرهاي ريزش كرده با آثار گبرها مواجه شده بودم ...

جالب است، با این حساب در خوئین نشانه هایی از زندگی در دوران پیش از اسلام هم وجود دارد.

- دقیقا، خوئين در گذشته خيلي بزرگتر از امروز بوده و خيلي از شهرها و روستاهاي اين منطقه هم از خوئين منشعب شده اند؛ به عنوان مثال همين روستاي بلوبين (BALVABIN) به دست مهاجران خوئيني بنا شده و البته نام آن يعني بلوبين هم به زبان خوئيني (خوئين ديلي) به معناي بلابين یعنی خطرناك است؛ روستاهاي سفيدكمر، يينكند و حتي شهر حلب هم از جمله انشعابات روستاي خوئين هستند.

به "خوئین دیلی" یا زبان مخصوص خوئین اشاره کردید؛ از این زبان چیزی به یاد دارید؟

- بله، من تا حدودی با این زبان جالب آشنا هستم؛ البته هنوز هم هستند كساني كه زبان مخصوص خوئين (خوئين ديلي) را به طور كامل مي‌دانند.

جالب است كه بدانید خوئين ديلي اصلا كاري به دو زبان تركي و فارسي نداشته و زباني كاملا مجزاي از اين دو رشته زبانی است.

به عنوان پایان بخش این گفتگو ممکن است چند لغت به خوئین دیلی برای مان بگوئید؟

- بله، به عنوان مثال در اين زبان به زن گفته مي‌شود "زنيك"، به دختر گفته مي‌شود "دلتك"، گوسفند را هم "پس" مي‌خوانده اند و ....

از فرصتی که برای انجام این گفتگو در اختیارمان قرار دادید، بسیار ممنون و متشکریم.