تاریخ شفاهی خوئین؛ گفتگو با حاج فیروز وفایی
در یکی از روزهای پایانی بهمن 87 در روستای خوئین، پای صحبت های حاجی فیروز وفایی نشستیم. ضمن سپاسگزاری از ایشان برای زحماتی که در جهت بهبود اوضاع و شرایط خوئین متحمل می شوند و تشکر از وقتی که در اختیار ما گذاشتند، شما را به مطالعه این گفتگو دعوت می کنیم.
حاج آقا در ابتدا از خودتان بگویید.
- سال 1333 در خوئین به دنیا آمدم. پدرم در تهران کار می کرد و برای تامین مایحتاج زندگی بیشتر آن جا بود. ما پنج برادر و سه خواهر بودیم. یکی از برادرهای مان بر اثر بیماری در کودکی مرحوم شد و برادر دیگرمان هم در عملیات آزادی خرمشهر به شهادت رسید. من فرزند دوم خانواده بودم.
شما خواندن و نوشتن را هم در خوئین آموختید؟
- بله، من هم مانند بچه های دیگر همسن و سال ام به مکتب رفتم و نزد مرحوم ملا محمد حسین درس خواندم. یادگیری "قرآن" و خواندن کتاب "تنبیه الغافلین" درس های اصلی ما را تشکیل می دادند.

البته در آن زمان مدرسان دیگری مانند ملا تقی، آقا رحیم، ملاعمه و ملا فاطمه هم در مکتب درس می دادند. خداوند روح همه ی آن ها را شاد فرماید.
آیا آموزش ها تنها به مکتب خلاصه می شد؟
- خیر، خود بنده بعد از مکتب به مدرسه رفتم و تا کلاس پنجم را در آن جا خواندم. معلم مان آقای کرمی بود.
و بعد از تحصیل ...
- بعد شروع به کسب و کار کردم. در جوانی مدتی را در تهران بسر بردم اما زود فهمیدم که تهران جای من نیست و به خوئین برگشتم. در این جا مشغول کارهای فنی مانند لوله کشی، جوشکاری و سیم کشی شدم. الان هم چهار پسر و یک دختر دارم.
کمی درباره تاریخ خوئین بفرمایید.
- خوئین واقعا یک روستای تاریخی است. بناهایی که از گذشته های دور هم چنان در این روستا پابرجا مانده، نشانگر این واقعیت است که در ارتباط با تاریخ خوئین باید مطالعات بیشتری صورت گیرد. خوئین تا همین چند دهه ی پیش، جمعیت قابل توجهی داشت.
من بازار خوئین را خوب به یاد دارم که حداقل 20 مغازه در آن بود. بازاریان خوئین به مشاغلی چون زرگری، آهنگری، خیاطی، سلمانی، کفاشی، مسگری و امثال آن اشتغال داشتند اما متاسفانه امروز تنها یک مغازه در روستا باقی مانده است.
خدمات شما مساجد خوئین را هم شامل می شود، کمی درباره مساجد روستا بگوئید.
- ما سابق بر این در خوئین هشت مسجد داشتیم که هر روز سه نوبت نماز جماعت در آن ها خوانده می شد اما در حال حاضر فقط 4 مسجد در مجموع روستا فعال است؛ خوئین مردان بزرگی مانند شیخ کریم آل اسحاق، سید رحیم، شیخ هادی، شیخ علی اصغر مولوی و آقامیر هادی داشته که از آن میان سید علی علوی، شیخ صادق آل اسحاق و تعدادی از بزرگان دیگر از مجتهدان شناخته شده روزگارشان بوده اند.
شیخ حسن، فرزند برومند جناب عالی در حال حاضر تصدی امور عبادی روستا را برعهده دارد. چه شد که ایشان به سلک روحانیت درآمد؟
- به قول سعدی علیه الرحمه که می فرماید "کمال همنشین در من اثر کرد"، ما مدتی در همسایگی مرحوم مغفور آقا میرهادی زندگی می کردیم. شیخ حسن در دوران کودکی علاقه زیادی به ایشان داشت و لذا نزد ایشان درس خواند و بعد از مدتی نیز به پیشنهاد ایشان درس طلبگی را شروع کرد.

در امتحانی که برای ورود به حوزه داد، در استان زنجان مقام اول را کسب کرد و بعد هم با جدیت دروس حوزوی را خواند؛ الان هم امامت جماعت روستا را برعهده دارد.
به نظر شما به عنوان یکی از ساکنان دائمی خوئین، جمعیت واقعی روستا درحال حاضر چقدر است؟
- الان تعداد کسانی که در خوئین زندگی می کنند حداکثر 150 نفر هستند. البته این تعداد در فصل تابستان بیشتر می شوند. اصولا جمعیت روستا در حال افزایش است. چون این جا آب و هوای خوبی دارد، برای برخی یادآور دوران گذشته زندگی شان است و وطن آبا و اجدادی آن ها به حساب می رود. الحمدالله امنیت و آرامش خوئین هم در سطح مطلوبی است. طی سال های اخیر تعداد بناهای در حال ساخت به میزان قابل توجهی افزایش یافته و متناسب با این مسئله خدمات خوبی هم به نوسازان روستا ارائه می شود. به عنوان مثال عریض کردن جاده ورودی روستا، نصب دکل مخابراتی که باعث تقویت گیرنده های تلویزیونی شده و چند مورد دیگر همگی مواردی از این قبیل هستند.
درباره توریستی شدن خوئین و آثار باستانی موجود در این روستا چه نظری دارید؟
- سازمان میراث فرهنگی استان، خوئین را به عنوان یک روستای توریستی و تاریخی به رسمیت می شناسد و برای آن بودجه هایی را هم در نظر گرفته است. حمام قدیمی، کمبز، شهر زیرزمینی دژمنده و امثال این ها باعث شده خوئین در رده روستاهایی به حساب آید که دارای آثار ارزشمند تاریخی است؛ در حال حاضر هم میراث فرهنگی استان با جدیت روی پروژه دژمنده متمرکز شده و ان شاالله تا سال آینده مسیرهای ورودی این شهر عجیب زیر زمینی باز خواهد شد.
به نظر شما در گذشته چه استفاده ای از دژمنده می شده است؟
- برخی می گویند به عنوان پناهگاه ازآن استفاده می شده است؛ یعنی مردم روستا هنگام حمله غارتگران درآن پناه می گرفته اند. اما نظر دیگری هم هست که می گوید مردم درآن جا زندگی می کرده اند. چون علایم زندگی در این مکان موجود است.
جالب است، گویا شما تجربه حضور مجهز در این مکان را داشته اید؟
- بله، من خودم هنگامی که با تیم کارشناسان میراث فرهنگی وارد این شهر زیرزمینی شده بودم یادم هست که فقط برای حرکت در بخش نخست آن، از 300 متر سیم برای روشنایی استفاده کردیم. دژمنده اتاق ها و دالان ها و مسیرهای شگفتی دارد. مردمان آن روزگار که برخی را اعتقاد برآن است که متعلق به سده های پیش از اسلام بوده اند، این شهر را با تلاش بشری ساخته اند و تفاوت دژمنده با جاهایی مانند غار علیصدر هم در همین است.
شما یکی از اعضای شورای روستا هستید؛ مختصری درباره فعالیت های فعلی و آینده شورا بفرمائید.
- شورای خوئین برای بهبود وضعیت جاده و احداث مدرسه جدید، قدم های خوبی برداشته و ما امیدواریم درآینده موفق شویم "طرح هادی" را که مربوط به وضعیت کوچه های روستاست و پروژه انتقال گاز به روستا را به طور کامل عملی کنیم. طرح جمع آوری زباله ها و بهداشت روستا هم در دستور کار آینده شورا قرار دارد.
بخش قابل توجهی از خوئینی هایی که در تهران یا حتی خارج از کشور زندگی می کنند، این گفتگو را مطالعه خواهند کرد، سخن شما با آن ها چیست؟
- به همشهری های عزیزی که در خارج کشور هستند عرض می کنم با هم مهربان باشند و به یکدیگر احترام بگذارند و سعی کنند سالی یک بار هم شده به وطن اصلی شان سری بزنند. "حب الوطن من الایمان" عرضم به خوئینی های ساکن تهران هم این است که وضعیت ملک و املاک شان در روستا را زودتر روشن کنند.

صاحبان برخی از املاک به رحمت ایزدی پیوسته اند و حالا ورثه محترم باید خانه هایی که در حال تخریب هستند را نوسازی کرده یا وضعیت آن ها را مشخص کنند.
و صحبت پایانی ...
از تمام خوئینی ها دعوت می کنم به روستا بیایند و اوضاع فعلی را با گذشته مقایسه کنند و شاهد پیشرفت های روستای شان باشند. از مسئولان دولتی هم انتظار داریم همان طور که تا کنون از حمایت و همکاری دریغ نکرده اند، از این پس هم طرح هایی مانند "طرح هادی" را جدی بگیرند تا کوچه ها و مسیرهای رفت و آمد این روستای تاریخی سر و سامانی اساسی بگیرد.
از شما متشکریم و برایتان آرزوی موفقیت می کنیم.
- من هم از شما متشکرم. موفق باشید.
هدف از ايجاد اين وبلاگ، معرفي روستايي با تاريخ كهن و آثار بيبديل تاريخي است كه متاسفانه به دليل بيتوجهي مسوولان از سويي و عدم توجه ساكنان بومي از ديگر سو راه نابودي و هضم در روند شهرنشيني را در پيش گرفته است.